قاصد سلدوز

خلوت ها

سه شنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۲، ۰۱:۵۵ ب.ظ


صبوری ...

.

.

وقتی غم بر شانه هایم سنگینی می کند..


وقتی غصه راه نفسهایم را تنگ می کند...


وقتی اشک همراز دلتنگی هایم می شود..


وقتی همه چیز را از دست رفته می بینم..


تنها یک باور است که به امیدم حیات می بخشد ، وآن ...


یاد توست. ای..مهربان ترین مهربانان !!



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تقدیم به عزیزانم

.

.

حسرت را در پشت پنجره ی تنهایی رها خواهم کــرد


ودل به بوستان محبتـــشان خواهم سپرد ، تا طراوت عشق را


از تپش قلبهای مهربانشان هدیه بگیرم



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


قلمیم

.

.

ای قلم سن سئـنان لحظه لرین مرحمی سن


تک قالان گؤ نلریمین همدمی سن


قیـــیدیلــــمز عــؤمــؤرؤن باشلاماســـــی


خــاطــرات دفتریــمیــن یاوری سن


بــؤیــؤن آشدیم اؤخودوم نامه لری


گئنه گــؤردؤم اؤ کــچن لحظه لری


اؤ شیرین گـؤنلری گتـدین یـاخینا


مهریـبان گـؤزله ری سالدین یادیما


گئنه حسرت اؤدو سالدین جانیما


گئنه آغــلار گـؤ زؤ قـؤیدون یولونـا


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سفارش به یک دوست...

.

.


اتل متل توتوله ، همه جا سوت وکوره


دلم گرفته بد جور ، حال شما چطوره؟


گمون کنم دوباره ، خربزه خورده باشی!


خدا کنه این دفعه ، فکراتو کرده باشی!


شیرین بشه به کامت ! عاشقی نوش جانت !


ولی قسم به راهت ! این بار اگه بگیره لرزه ی اون خربزه..


موهات بگم که سهله !! دندوناتم می ریزه



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


عمریست سلام مهربانی سکوت تنهائیم را نشکسته و انتهای نگاهم


به عمق چشمان منتظری گره نخورده ، حلقه ی بازوانم ، زانوهایم را


به زنـجیـر کشیده ، پای رفتنم شکسته و در این دیــار غربت ، هر روز


...نگاههای سرد وآهنگ غریبانه را هدیه می گیرم


روزی ..نگاههای ملتمسم را به این دیار ، خواهم بست.


قلبم را ، با صخره پیوند خواهم زد..تا سخت شوم ، مثل همان چاه


خشکی که افتادن هیچ سنگی دل آبش را تکان نداده ، وپاسخی


جز سکوت... برای هیچ مسافر تـشــنه ای نداشـته.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تا حالا شده تو هوای خنک بهاری ، با پای برهنه رو چمنای خیس راه بری


بعد چشمت بیفته به یه برکه ی آب که کـــفـِش چمنه، روش


عکس آسمون!!چند تا هم پرنده ی سفیدکه دارن آروم..


توش شنا میکنن؟!!!


غرق تماشا بشی وبرای چند لحظه گوشات غیر از صدای طبیعت...


هیچ چیز دیگه ای نشنوه !!


یادش بخیر !! امسال اول بهار زمین کنار چمنــمون یه همچین منظره ای


داشت.حیف...دوربین همرام نبود


بوی چمنای خیس..بوی خاک بارون خورده..خنکی آبی که تا مغز


استخونم میرفت .. تماشای حلقه ها ی وسط برکه که از نم نم


بارون درست می شدن..چرخ مرغای آبی وسط آسمون..فرود


آرومشون روی برکه های کوچیک وبزرگی که از آب بارون درست


شده بودن..اون حال وهوا یه لذتی داشت که یاد بهشت خدا افتادم


جاویدان و ماندگار..!!



  • اکرام

نظرات  (۶)

  • طلبه پاسخگو
  • سلام و عرض ادب
    وبلاگ خوب و نوشته های زیبایی دارید تبریک میگم.
    دست به قلمتون خوبه و حتما ادامه بدید.
    ما رو هم دعا کنید.
    یا علی
    پاسخ:
    سلام .سرافرازمون کردید. چشم حتما.محتاجیم به دعا


    کاشکی دلامون همیشه به یاد خدا بود مثل شما
    پاسخ:
    اگه همیشگی بود که غمی نداشتم.دوست خوش نظر!
    گفتار نیک پندار نیک کردار نیک همه اینا رو داری آفرین اونم تو این دور و زمونه ایول بابا
    پاسخ:
    حالا کجاشو دیدی !!!!!!!!!
    خداوندا، خداوندا !!!

    قرارم باش و یارم باش ...

    جهان تاریکی محض است !!!

    می‌ترسم ،

    کنارم باش ...
    پاسخ:
    همیشه وقتی دلم میگیره.یاد این جمله می افتم؛خدا کس بی کسونه!خدا خیلی مهربونه! 

    سلام بر شما عزیز مهربان

    گمونم اینبار رو دیگه درست اومده باشم تو وبتون آخه تو پیونداتون اسم وبم خورده.

    قلم رنجه هایتان بر روی صفحه ی مجازی وبلاگ یا بهتر بگویم وبنوشته هایتان بسیار زیبا و خواندنی است. مضمونی بکر و بدیع با زبانی سلیس و روان و بیانی امروزی و نگاهی دقیقا ادبی حتی در نوشته های محاوره تان نشان از قدرت قریحه و استعداد شما در مطرح کردن مفاهیم ذهنی و خیال پردازی های ظریفتان دارد.

    البته من زبان شیرین ترکی را چندان بلد نیستم(بقولی معروف ترکی بیلمیرم) ولی کمی از مفهوم شعرتان را درک کردم و بنظرم رسید در نگارش آن متن نیز توانایی دارید.

    قاصد خبرهای خوش باشی.

    پایا و پویا بمانید

    بدرود

    پاسخ:
    سلام وخسته نباشید.ببخشیدحسابی زحمتتون دادم. ممنون که تشریف آوردین.وسپاس از بابت تعریفاتون.هر چندبیشتر انتظار انتقاد داشتم.
    از آرایه های ادبی چیز زیادی سرم نمیشه،آشناییم با ادبیات برمیگرده به همون دوره ی دبیرستان،که تا ضرورت ایجاب نمیکرد لای کتابارو باز نمیکردیم.رشته ی دانشگاهی م هم جغرافیا بود.برا همین با وزن وقالب ومضمون تا حدودی غریبه م.با این حال به نظر خودم هم شعرای ترکی م بهترن.ومفاهیمشون نسبتا عمقی ان.سعی میکنم ترجمه های باقی شونو کامل کنمو به وبلاگم اضافه کنم.سر فرصت هم عکسای طبیعت شهر و دهمونو میگیرمو ضمیمه میکنم.
    خرداد ماه که برسه ان شاءالله (اگر عمری باشه)وبلاگم زیباتر خواهد شد.ایشالاسر فرصت از زادگاهم سولدوز بیشتر مینویسم.
    موفق وموید باشید.
    سلام دختر خاله جونم خوبی ،بابا ایول ،یه امضا بده نگهدارم فردا پس فردا معروف شدی می ترسم دیگه محلمون نذاری،راستی چرا دیگه مطلب جدید نمی ذاری
    پاسخ:
    سلام هاجر جون.من خودم امضا ندارم.عوضش امضای هر کیو بخوای برات جعل میکنم.
    مطلب جدید نوشتن حس و حال میخواد که فعلا از اون بابت دستم تنگه.هیجانم ته کشیده.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    سئو قیمت درب اتوماتیک شیشه ای چاپ مقاله کرکره برقیکرکره برقی انجام پروژه های دانشجویی آموزش تعمیرات موبایلدرب اتوماتیک